تبليغاتX
وعدالله
وعدالله

اين زندگى ميگذرد؛ لذات و سختى‌هايش همه به طرفةالعينى ميگذرد. شما در دوره‌ى جوانى، اين حرف را درست نميفهميد. انسان در دوران جوانى خيال ميكند دنيا ثابت است، ساكن است، هميشه همين جور است؛ به سن ما كه رسيديد، يك نگاه ميكنيد، مى‌بينيد دنيا عجب سريع ميگذرد؛ چشم به هم ميزنيد، گذشته. خب، آن طرف: «و انّ الدّار الأخرة لهى الحيوان»؛(7) زندگى و حيات، آنجاست. «ذلك الّذى يبشّر الله عباده»(8) - كه امروز در آيات كريمه ميخواندند - بشارتهاى الهى آنجاست.

هم براى آنجا، هم براى حفظ عزت كشور و پيشرفت كشور، وضع حجاب را، وضع عفاف را، وضع تقيدات و پايبندى را خانمها بايد مراقبت كنند؛ اين وظيفه است. خودنمائى و جلوه‌فروشى، يك لحظه است و آثار سوء آن براى كشور، براى جامعه، براى اخلاق، حتّى براى سياست، آثار مخرب و ماندگار است؛ در حالى كه ملاحظه‌ى عفاف، ملاحظه‌ى حدود شرعى در رفتار و حركات بانوان، اگر چنانچه سختى‌اى داشته باشد، سختىِ كوتاهى است، اما آثارش، آثار عميق و ماندگارى است. خود خانمها خيلى بايد مراقبت كنند مسئله‌ى حجاب را، مسئله‌ى عفاف را؛ وظيفه‌ى آنهاست، افتخار آنهاست، شخصيت آنهاست.

حجاب مايه‌ى تشخص و آزادى زن است؛ برخلاف تبليغات ابلهانه و ظاهربينانه‌ى ماديگرايان، مايه‌ى اسارت زن نيست. زن با برداشتن حجابهاى خود، با عريان كردن آن چيزى كه خداى متعال و طبيعت پنهان بودن آن را از او خواسته، خودش را كوچك ميكند، خودش را سبك ميكند، خودش را كم‌ارزش ميكند. حجاب وقار است، متانت است، ارزشگذارى زن است، سنگين شدن كفه‌ى آبرو و احترام اوست؛ اين را بايد خيلى قدر دانست و از اسلام بايد به خاطر مسئله‌ى حجاب تشكر كرد؛ اين جزو نعمتهاى الهى است.

نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و نهم اردیبهشت 1391 توسط جواد |
روزی روزگاری نه در زمان های دور، در همین حوالی مردی زندگی می کرد که همیشه از زندگی خود گله مند بود و ادعامی کرد "بخت با من یار نیست" و تا وقتی بخت من خواب است زندگی من بهبود نمی یابد. پیر خردمندی وی را پند داد تا برای بیدار کردن بخت خود به فلان کشور نزد جادوگری توانا برود. او رفت و رفت تا در جنگلی سرسبز به گرگی رسید. گرگ پرسید: "ای مرد کجامی روی؟"
مرد جواب داد: "می روم نزد جادوگر تا برایم بختم را


ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391 توسط جواد |
از رازهای توفیق و پیروزی ،ایمان به هدف و اراده قوی است،وبرای تقویت اراده ،وقوی کردن ایمان به راهکارهایی چند در این مختصر نوشته اشاره می شود.
1:انسان کاری را که شروع کرده با دقت وحوصله به پایان برساند واز رها کردن یا سرهم بندی آن بپرهیزد.
2:پیوسته به خود تلقین کند که من اراده قوی دارم وتوان مبارزه با خواسته های نفسانی را دارم واز شکست خوردن نمی هراسم واگر موفق نشوم با کسب تجربه وانرزی ونشاط بیشتر مجددا اقدام خواهم کرد تابه هدف خود برسم .
3:همواره سعی کندبا خواسته های نفسانی وعادت های ناپسند مبارزه کند و خود را به انجام وظائف وتکالیف دینی مقید کند.
4:بیش از انجام هر کاری به جنبه ها و آثار مثبت ومنفی آن کار توجه کند.
ایمان به مقصود،انسان را چنان قوی ومقتدر می سازد .
که یقینا هیچ مانعی اورا از رسیدن به هدف باز نمی دارد.رسول خدا صلی الله علیه وآله در این زمینه کلام زیبا وآموزنده ای برای تمام انسانها دارند .آن حضرت وقتی با فشارهای سخت قریش مواجه شدند،به عمویشان ابو طالب فرمودند: ((یا عم والله لو وضعواالشمس فی یمینی والقمر فی یساری علی ان اترک هذاالامر حتی یظهره الله او اهلک فیه ماترکته))
((عمو جان به خدا قسم اگر آنان(دشمنان اسلام) خورشید را در دست راستم وماه را در دست چپم قرار دهند که از این کار(دعوت به سوی خداوند)دست بر دارم،هر گز نخواهم پذیرفت تا اینکه یا خداوند دین مرا پیروز کند ویا اینکه جانم را در راه آن ازدست بدهم))
در این جریان می بینیم وقتی انسان به یک مساله ای ایمان قلبی پیدا می کند اراده اش چنان قوی می شود که ادعا می کند که برای تبلیغ حق وحقیقت اگر خورشید وماه راهم به او بدهند از اعتقادش دست بر نمی دارد ودر آخر هم با این اراده که نشات گرفته از ایمان می باشد موفق هم می شود.


1:السیره النبویه ج1 ص284
نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391 توسط جواد |
آقا سید مهدی قوام (رضوان الله تعالی علیه) مرد بسیار بزرگ و با سعه صدری بود؛ اعجوبه ای!
شبی دزدی وارد منزلش میشود؛ همین که فرشی را جمع کرده و در حال بردن بود، آقا سید مهدی بیدار میشود، با کمال خونسردی به او میگوید: می خواهی این فرش را چه کنی ؟
دزد می گوید : میخواهم آن را بفروشم.
آقا سیدمهدی میگوید: اگر بفروشی، آن را از تو خوب نمیخرند؛ من آن را به تو مباح کردم، حلالت باشد! برو آخر بازار عباس آباد، بگو: سیدمهدی فرستاده! آن را بفروش و برو کاسب شو!

بعداً دیدند همان شخص، اهل عبادت و تقوی شده؛ و از همان فرش کاسبی و مغازه راه انداخته است.
 
برچسب‌ها: سعه صبر, امر به معروف ونهی از منکر
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه سی و یکم فروردین 1391 توسط جواد |

در زمان طاغوت که فساد همه جا را گرفته بود، یک شب آقا سید مهدی قوام در بالاشهر تهران منبری می رود، به ایشان پاکتی پر از پول می دهند.در حال رفتن به منزل در مسیر یک زنی را می بیند، وضعیت نامناسبی داشته و و معلوم بود اهل فساد و فحشا است!


آقا سید مهدی به یک پیرمردی می گوید: برو آن زن را صدا کن بیاید! آن مرد تعلل می کند و می گوید: وضع آن زن و بی حجابیش مناسب نیست او را صدا بزنم. خلاصه با اصرار سید و با کراهت می رود و او را صدا می زند که آن آقا سید با شما کار دارند!


زن می آید! آقا سید مهدی از آن زن می پرسد: این موقع شب ابنجا چه می کنی؟ زن می گوید: احتیاج دارم ، مجبورم! سید آن پاکت پر از پول را از جیبش در می آورد و به آن زن می دهد و می گوید:


این پول مال امام حسین است، من هم نمی دانم چقدر است، تا این پول را داری از خانه بیرون نیا!


مدتی از این قضیه می گذرد، سید مشرف می شود کربلا. در آنجا زنی بسیار محجبه را می بیند با شوهرش ایستاده اند. شوهر می آید جلو و دست سید را می بوسد و می گوید: زنم می خواهد به شما سلامی عرض کند!


زن جلو می آید و سلام می کند و می گوید: آقا سید! من همان زنی هستم که آن پاکت پول را در آن شب به من دادید، ایشان هم شوهر من است که با هم مشرف شده ایم زیارت، من آدم شدم!


برچسب‌ها: سید مهدی قوام, زن بدکاره, امر به معروف و نهی از منکر
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه سی و یکم فروردین 1391 توسط جواد |
سید مهدی قوام یه روز از مجلس روضه داشته برمیگشته خونش که یهو یه چیزی توجهش رو جلب میکنه. می شنوه که یه شخص داره های های داد میزنه و گریه میکنه.....


میره جلو تر و میبینه که تو میدون شهر هیچ کاسبی نمونده به جز یه یخ فروش که داره داد میزنه: که آهای مردم بیایید یخ های منو بخرین،این همه سرمایه ی منه، سرمایه ام داره آب میشه و از بین میره...

.

وقتی سید اون صحنه رو میبینه همه یخ های اون مرد رو میخره و خودش هم میشینه کنار دست اون مرد یخ فروش شروع میکنه به گریه کردن...


مرد یخ فروش میپرسه شما چرا گریه میکنی؟


سید میگه تو با این کارت چه درسی به من سید مهدی دادی..... تو یخ هات داشت آب میشد این همه داد زدی گریه کردی.....

من چیکار کنم که عمرم آب شد....

تو گناه آب شد....



برچسب‌ها: آقا سید مهدی قوام, عمری بگذشت
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه سی و یکم فروردین 1391 توسط جواد |

معلی بن خنیس نقل می کند:که درروز نوروز خدمت امام صادق (علیه السلام ) رسیدم فرمودند:آیا می دانی امروز چه روزی است؟ عرض کردم: فدایت شوم این نوروزی است که ایرانیان آن را گرامی می دارند و در آن به یکدیگر هدیه و عیدی می دهند.امام صادق (علیه السلام )فرمودند:سوگند به آن خانه کهن که در مکه است این روز یک ریشه کهن دارد که من برایت توضیح می دهم تا آن را بدانی.

ای معلی!روز نوروز همان روزی است که خداوند در آن از بندگان پیمان گرفت او را بپرستند و چیزی را شریک او قرار ندهند و به فرستادگان و حجت های او و به امامان (علیهم السلام) ایمان بیاورند.

هیچ نوروزی نیست مگر درآ ن روز منتظر فرج هستیم


برچسب‌ها: تعریف نوروز از نظر ائمه, نوروز ایرانیان, عید سال90, سال جدید, ریشه نوروز
نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و ششم اسفند 1390 توسط جواد |
علی ـ علیه‎السلام ـ پس از آنکه چند چیز برای روش تفکّر و محاسبه نسبت به گذشته آموخت فرمود: «‎مَا الَّذِي صَنَعْتِ فِيهِ»، به خود بگو: ای فلانی! در این روزی که گذشت و به عبارت دیگر قسمتی از وجود و هستی‏ات در این عالم که از دست رفت چه کردی؟ «فَيَذْكُرُ مَا كَانَ مِنْهُ»، پس گذشته را یادآور شود، «فَإِنْ ذَكَرَ أَنَّهُ جَرَى مِنْهُ خَيْرٌ»، اگر به گذشته مراجعه کرد و دید آنچه که بر او گذشته خیر بوده است، «حَمِدَ اللَّهَ وَ كَبَّرَهُ عَلَى تَوْفِيقِهِ»، حمد خدا را به جا آورد و بگوید: «الحمد لله» و نسبت به این موفقیتی که خدا به او عنایت فرموده بگوید: «الله اکبر» و بداند این توفیق هم از خدا بوده است، «وَ إِنْ ذَكَرَ مَعْصِيَةً أَوْ تَقْصِيراً»، و اگر دید گناهی انجام داده و خطایی از او سر زده، «اسْتَغْفَرَ اللَّهَ»، از خدایش پوزش بخواهد و استغفار کند، «وَ عَزَمَ عَلَى تَرْكِ مُعَاوَدَتِهِ»، و تصمیم بگیرد که دیگر به آن گناه بازنگردد و آن را تکرار نکند.

اگر انسان بخواهد به معنای واقعی خودش را بسازد، یکی از راه‎های بزرگ برای سازندگی انسان توجّه به اعمال گذشته خود است، به ویژه از فرصت‎هایی که برای انسان پیدا می‎شود برای تنبّه و تذکّر خود و اینکه از خواب غفلت بیدار شود و نسبت به آینده‎ تنظیم شود استفاده کند که یکی از این فرصت‎ها پایان سالی است گذشت. امسال تمام شد و گذشت؛ امّا ما چه کردیم؟

بخشی از بیانات حضرت آیت الله مجتبی تهرانی

نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و ششم اسفند 1390 توسط جواد |
علی ـ علیه‎السلام ـ در روایتی به نقل از نبی اکرم فرمودند که: «أَكْيَسُ الْكَيِّسِين» زیرک‎ترین زیرکان، «مَنْ حَاسَبَ نَفْسَهُ»، کسی است که از خود حساب بکشد، «وَ عَمِلَ لِمَا بَعْدَ الْمَوْتِ» و کارهایش را در ارتباط با جهان دیگر انجام دهد. «فَقَالَ رَجُلٌ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِين»، وقتی علی(علیه‎السلام) این جملات را از پیغمبر نقل فرمود شخصی سوال کرد، «كَيْفَ يُحَاسِبُ نَفْسَهُ»، انسان چگونه از خود حساب بکشد؟ «قَالَ(علیه‎السلام) إِذَا أَصْبَحَ»، حضرت فرمود: هرگاه شب را به روز آورد، «ثُمَّ أَمْسَی»، و روز را به شب رساند، «رَجَعَ إِلَى نَفْسِهِ»، بازگشتی به خود داشته باشد، «وَ قَالَ يَا نَفْسِي»، و بگوید: ای فلانی! «إِنَّ هَذَا يَوْمٌ مَضَى عَلَيْكَ»، امروز روزی بود که بر تو گذشت، «لَا يَعُودُ إِلَيْكِ أَبَداً»، در حالی که هیچ‏گاه به سوی تو بازنمی‏گردد، «وَ اللَّهُ يَسْأَلُكِ عَنْهُ بِمَا أَفْنَيْتِهِ»، و خدا از تو می‏پرسد آن را در چه راهی مصرف کردی؟

در اینجا صحبت از روز نیست، حضرت دارد به زبان من و شما صحبت می‎کند، این روز و ایّام نیست که فانی شده، این بخشی از هستی ماست که گذشته و از دست رفته است. خداوند می‏‌پرسد، این سرمایه را در چه راهی فانی کردی؟ «فَمَا الَّذِي عَمِلْتِ فِيهِ»، چه کاری در این روز انجام دادی؟ «أَ ذَكَرْتِ اللَّهَ أَمْ حَمِدْتِه»، آیا در این روز به یاد خدا بودی و او را حمد و ستایش کردی؟ «أَ قَضَيْتِ حَوَائِجَ مُؤْمِنٍ فِيهِ»، آیا در این روز خواسته و حاجت برادر ایمانی‎ات را با این که قدرت داشتی برآورده کردی؟ «أَ نَفَّسْتِ عَنْهُ كَرْبَهُ»، آیا از گرفتاری‎های او گره گشایی کردی؟ «أَ حَفِظْتِيهِ بِظَهْرِ الْغَيْبِ فِي أَهْلِهِ وَ وُلْدِهِ»، آیا در غیاب برادر مؤمنت اخوّت اسلامی و ایمانی را نسبت به خاندان و فرزندش رعایت کردی؟ «أَ حَفِظْتِيهِ بَعْدَ الْمَوْتِ فِي مُخَلَّفِيهِ»، آیا بعد از مرگ او از این حریم ایمانی نسبت به بازماندگانش حراست و مراقبت کردی؟ «أَ كَفَفْتِ عَنْ غِيبَةِ أَخٍ مُؤْمِنٍ»، آیا از غیبت کردن پشت سر برادر مؤمنت جلوگیری کردی؟ «أَعَنْتِ مُسْلِماً»، آیا کمک کار برادر مسلمانت بودی؟ «مَا الَّذِي صَنَعْتِ فِيهِ»، در این روز چه کار کردی؟

بخشی از بیانات حضرت آیت الله مجتبی تهرانی

نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و ششم اسفند 1390 توسط جواد |
حضرت آیت الله بهجت :

 بارها گفته ام و بار دگر می گویم : کسی که بداند "هر کس خدا را یاد کند ، خدا همنشین اوست " احتیاج به هیچ واعظی ندارد.

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیستم بهمن 1390 توسط جواد |
آیت الله بهجت(ره):

اهم آداب زیارت این است که بدانیم بین حیات معصومین "ع" و مماتشان ، هیچ فرقی وجود ندارد !

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیستم بهمن 1390 توسط جواد |
از فرزند شیخ حسنعلی نخودکی از قول پدرش نقل است:

« شبي از شبهاي ماه رمضان، مرحوم حاجي سيد مرتضي كشميري به افطار، ميهمان كسي بود. پس از مراجعت به مدرسه، متوجه مي شود كه كليد در را با خود نياورده است.
 نزديك بودن طلوع فجر و كمي وقت و بسته بودن در اطاق، او را به فكر فرو مي برد، اما ناگهان به يكي از همراهان خود مي فرمايد: معروف است كه نام مادر حضرت موسي، كليد قفلهاي در بسته است، پس چگونه نام نامي حضرت فاطمه زهرا(س) چنين اثري نكند؟
 
آنگاه دست روي قفل بسته گذاشت و نام مبارك حضرت فاطمه سلام الله عليها را بر زبان راند كه ناگهان قفل در گشوده شد. »
نوشته شده در تاريخ شنبه هشتم بهمن 1390 توسط جواد |
با سلام خدمت همه دوستان !!!

روز جمعه با یه سری از بچه های باحال قرار داشتیم بریم کوه که به علت برنامه پرواز من برای مشهد کنسل شد و من نتونستم همراه دوستان برم.

بچه ها شرمنده

به جای شما نائب الزیاره خواهم بود اگر خدا قبول کنه .

خیلی دلم براتون تنگ شده ، دعا كنيد خدا حال زيارت و حال دعا به همه مون بده .مخصوصا به من كه خيلي داغونم.

الان اگر از كافي نت برم بيرون حرم ميبينم ، از طرف شما يه سلام به آقا ميدم اگر جواب آقا رو شنيديد ما رو هم دعا كنيد!!!!!!!!

يا علي مدد

نوشته شده در تاريخ شنبه هشتم بهمن 1390 توسط جواد |
داشتم تلویزیون نگاه میکردم(کاری که معمولا وقتش رو ندارم) یه دفعه یه پیامی زیر نویس شد با این مضمون:

"آیا می دانید تعویض به موقع فیلتر هوا باعث کاهش ۱۰ درصدی مصرف سوخت و کاهش ۵۰ درصدی آلودگی هوا میگردد."             

از طرف وزارت نفت هم بود این پیام.

همیشه همین طور بوده بجای اینکه اول دولتمردان یک سوزن به خودشون بزنن و یک جوال دوز به مردم ؛ اول دوست دارن جوال دوز رو فرو کنن بعد حالا اگر مشکل حل نشد یه فکری به حال سوزنه می کنن.

آخه یکی نیست بگه بنزین بی کیفیت و با ۵۰ درصد بنزن وارد پمپ بنزین ها می کنید(برای اینکه سیاست خارجی تون بکنه تو بوق که ما به خودکفایی رسیدیم) بعد اون وقت به فیلتر هوا ملت گیر میدید.

یه مقدار انصاف چیز خوبیه!!!!!!!!!!

در ضمن کاری هم به انواع و اقسام بیماریها که با این کار آقایان برای مردم ایجاد شده نداریم که البته خیلی مهم تر است ، اینکه بصورت دفعی و یکجا ابتلای مردم به انواع و اقسام سرطان نا شناخته در تهران زیاد شده است.

چیزی که مهم است این است :

" حفظ نظام از اوجب واجبات است"

تحلیل این جمله از امام رو هم هر مسئولی طبق منافع خود(ببخشید مصالح نظام) انجام  می دهد.

خسته شدیم؛ یا حق.

نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و پنجم دی 1390 توسط جواد |

حوزه علمیه چهار سطح اصلی دارد
سطح یک: شش سال ابتدایی حوزه
سطح دو: دو سال (رسائل و مکاسب)
سطح سه: دو سال (اتمام کفایتین)
سطح چهار: 4 سال (دروس خارج)

نوشته شده در تاريخ دوشنبه دوازدهم دی 1390 توسط جواد |

آپلود عکس

خرید اینترنتی

فال حافظ

قالب وبلاگ

.: Weblog Themes By Blog Skin :.